ولی مطلبی که بازهم مجبور به نوشتنم کرد سریال غیاث الدین جمشید کاشانی است که به عنوان سریال ماه رمضان از شبکه ۱ در حال پخش است . در مورد این سریال که بیننده های زیادی هم به آن نگاه میکنند چندتا مطلب به ذهنم اومد:
۱) پخش این سریال در شبهای رمضان و به عنوان سریال ماه رمضان یک جفای آشکار به تاریخ علم این کشور و شخصیت غیاث الدین بود چون مردم عادت به دیدن سریالهای آبکی و نه چندان به دردبخور در این شبها دارند.
۲) به لحاظ تاریخی مشکلات زیادی در داستان وجود دارد.
۳) به لحاظ نجومی هم ایراد دار است و حداقل این ماجرا در عوض شدن سدس رصدخانه سمرقند با دستگاه ربع الجداری است که باهم فرق دارند و به نظر حتی کتاب "از سمرقند به کاشان" در مورد نامه های غیاث الدین هم خوانده نشده است.
۴) حیف از شخصیت متعالی ملا علی قوشچی و قاضی زاده رومی که در حاشیه حذف شده اند.
۵) از کودکی و جوانی غیاث الدین هیچ چیزی در دست نیست ولی چند قسمت به آن اختصاص یافت.
۶) پسر غیاث الدین زنده ماند و نسل او در تاریخ وجود دارد ولی در این سریال کشته شد!
۷) کسوف در آن دوران اینقدر عجیب نبوده و محاسبه آن نیز بسیار ساده و فقط در اختیار جمشید نبوده است.
...
دست بردن در تاریخ اصلا کار صحیحی نیست ولی به ضرورت فیلم و نیاز داستان پردازی به شرط عدم تحریف آشکار قابل انجام است که خوشبختانه در این سریال تعمد خاصی ندیدم و البته نجوم در آن به زیبایی نشان داده شده است و ماکت رصدخانه و ابزار فوق العاده زیبا ساخته شده اند.
به کسانی که میخواهند با غیاث الدین و کارهایش آشنا شوند پیشنهاد میکنم کتاب زیبای "از سمرقند به کاشان" که نامه های جمشید کاشانی به پدرش است و به کوشش دکتر محمد باقری و توسط انتشارات علمی فرهنگی چاپ شده را حتما بخوانند.
پ.ن۱) عاشق الغ بیگ بزرگ و شخصیتش هستم
پ.ن۲) از سریال مزخرف شهریار بسیار زیباتر است!!!!!!
بهانه های زیادی برای نوشتن داشتم از شرایط فعلی جامعه گرفته تا نمایشگاه های چندگانه و گاها بیار بحث برانگیز نجوم که سرفرصت به آنها هم خواهم پرداخت ولی چیزی که این بار در مورد آن صحبت خواهم کرد توصیه به خواندن یک کتاب است:
کتاب آداب المتعلمین که در دوران حمله مغول و توسط خواجه نصیرالدین نوشته شده است. در این کتاب حضرت خواجه به اصولی که یک دانشجو یا دانش آموز باید رعایت کند اشاره میکند و وظایف او را توصیف میکند. این کتاب اخیرا توسط آقایان عبدالرسول چمن خواه و اسماعیل ارسن فر و با زبانی مدرن چاپ شده است. از جمله اوصاف یک دانشجو از نظر خواجه چنین است:
*طالب علم باید مناظره و مباحثه داشته باشد و خوب است که میانه روی و دوراندیشی پیشه کند. از این رو دانشجو باید از فریاد و غوغا و خشم بپرهیزد . ( در مطالب علمی )
*زیبنده است در هر حالی که به سر میبرد جزوه ای به همراه داشته باشد تا آن را مطالعه مند. گفته شده هر کس که همراه خود جزوه و رساله نداشته باشد حکمت در قلب او جای نمیگیرد.
مشت میکوبم بر در، پنجه میسایم بر پنجرهها
من دچار خفقانم، خفقان
من به تنگ آمدهام از همه چیز
بگذارید هواری بزنم
آی! با شما هستم
این درها را باز کنید
من به دنبال فضایی میگردم
لب بامی، سر کوهی، دل صحرایی
که در آنجا نفسی تازه کنم
آه
میخواهم فریاد بلندی بکشم که صدایش به شما هم برسد
من به فریاد همانند کسی که نیازی به تنفس دارد
مشت میکوبد بر در، پنجه میساید بر پنجرهها، محتاجم
من هوارم را سر خواهم داد
چاره درد مرا باید این داد کند
از شما خفته چند
چه کسی میآید، با من فریاد کند
پ.ن۱) سیاسی نیست بلکه کاملا شخصی و بازتاب اتفاقات روزهای اخیر در زندگیم است
در این اوضاع در هم انتخاباتی که ملت چشم به آینده دوخته اند با یک نفر در مورد انتخابات و اوضاع کشور بحث جالبی داشتم که با کنار هم گذاشتن اتفاقات روزهای اخیر که درگیرش بودم آرزوهایی در دلم متولد شد. به هزار و یک دلیل آرزو میکنم که:
* کاش روش بحث و گفتگو را بلد بودیم و ادب علمی و مباحثه ای داشتیم!
به امید روزهای خوش برای ایران و ایرانی
پ.ن) از دروغ بدم میاد.
پ.ن۲) رنگ سبز را دوست دارم.
از همه دوستان بابت تاخیر طولانی ام عذر میخواهم ولی در کنار سرشلوغی بیش از اندازه و فشار کلاسها و .... واقعیتش چندان حسی برای نوشتن نداشتم تا اینکه ۲ خبر تکان دهنده شنیدم یکی نه چندان جدید و خبر دوم مال ۲ روز قبل و اون هم خبر تغییر مدیریت در ۲ سازمان بسیار موفق و درگیر در فرهنگ ای کشور:
۱) برکناری آقای دکتر جواد اژه ای رییس سازمان ملی پرورش استعداهای درخشان کشور از بدو تاسیس تاکنون که در عرض ۲۱ سال قدمهای بسیار خوب ومحکمی برداشته بودند و همه سمپادیها واقعا دوستشان داشتند و احترام بسیاری برایشان قائل بودند . متن نامه خداحافظی بسیار دردناک و جالبشان را میتوانید در لینکهای مقابل مطالعه کنید: 1 - 2 - 3 - 4 و البته در هر کدام درد دلهای سمپادیها را نیز بشنوید .( آقای دکتر هر جا و هر کجا که باشید از صمیم قلب دوستتان داریم )
۲) پس از شوک خبر بالا ۲ روز قبل خبر برکناری دکتر مهدی گلشنی استاد فیزیک دانشگاه شریف از ریاست پژوهشگاه علوم انسانی که ۱۵ سال ریاست آنرا بر عهده داشتند و آنرا تبدبل به یکی از برترین های ایران نموده بودند به گوش رسید که در این مورد نیز دلیل آن انتقاد از وزیر علوم اعلام شده است!! و البته در کنار هزاران خبر مربوط به این موضوع میتوانید خود خبر و حواشی آن را از لینکهای روربرو پیگیری کنید : 1 - 2 - 3 و ما باید باز هم تاسف بخوریم بابت این خبر و در حالیکه همه فعالان عرصه علم و فرهنگ این کشور بر حسن مدیریتشان ایمان داشتند.
و در نهایت باز هم همان سوال تکراری : چنین شتابان به کجا میرویم!!!
پ.ن۱ ) روز نجوم همه مبارک
پ.ن۲) بابت عدم حضورم در مراسم روز نجوم ارومیه از دوستان عذرخواهی میکنم ولی به دلایلی مجبور به حضور در مراسم تبریز- ائل گلی شدم که توسط مرکز نجوم و اخترفیزیک مراغه برگزار شد و البته برای اولین بار بسیار هم جالب انجام گرفت.
همه دوستانی که از نزدیک مرا میشناسند کاملا تایید میکنند که به قوانین بسیار احترام قائلم تا جاییکه ۳ سال پیش از نیروی انتظامی جایزه گرفته ام ولی روز ۴شنبه و جمعه اتفاقاتی پیش آمد که نقلشان بسیار جالب است.
روز چهارشنبه و مطابق روال قبل و با اتوبوس همیشگی در راه ارومیه بودم که شاگرد راننده خواست تا ازش عکس یادگاری قبل از سربازی بگیرم و در نتیجه در پلیس راه پشت ماشین رفتیم و ۲ عکس گرفتم که ناگهان توسط مامورین انتظامی به داخل احضار شدم و دوربین مورد بازرسی قرار گرفت و علی رغم اینکه در عکسها فقط چهره و ماشین مشخص بود مدتی معطل کردند و پس از رفتارهای غیر مناسب که باعث درگیری لفظی شد اجازه خروج داده شد و این درحالیست که در محل هیچ نوع تابلو یا علامت برای ممنوعیت عکاسی نبود .
روز جمعه برای تحویل گرفتن کتابهایی که سفارش داده بودم رفتم به کتابفروشی و ماشن رو در محل مناسب که همیشه قرار میدادم پارک کرده و با خرید کتاب پس از ۱۰ دقیقه برگشتم و با برگ جریمه روبرو شدم و در نتیجه به افسر مربوطه اعتراض کردم که اینجا خط کشی شده و مخصوص پارکه ولی جواب داد که نخیر اینجا ممنوع بوده و خط کشی پاک شده و شهرداری اشتباه کرده در حالیکه کاملن خط ها معلوم بود منم به یکی از مدیران شهرداری زنگ زدم و جویا شدم که این دوست عزیز حق رو به من داد ولی طرف اصلا حاظر به پذیرش نبود و در ادامه به ۱۹۷ و ۱۱۰ زنگ زدم و از عصبانیت هر چه از دهنم در میامد نثار کردم. در حالیکه مردمی که آنجا بودند از عاقبت درگیری و پاپوش درست کردنا و .... حرف میزدند البته میدونستم که جریمه رو باید پرداخت و مشکل من هم مبلغ جریمه نبود بلکه خود جریمه ناحق بود.
دیگه رسما دارم از خیلی چیزا و خیلی کسا ناامید میشم . خدا عاقبتمون رو بخیر کنه با این اوضاع
۲-۳ روز قبل برای پرداخت قبض موبایل به بانک مراجعه کردم که متصدی مربوطه اعلام فرمودند با توجه به شلوغی و کمی وقت هیچ قبضی را تحویل نمیگیرند و همه میتوانند به خودپردازها مراجعه کنند و کلی هم از فرهنگ پایین مردم ایران در عدم استفاده از تکنولوژی انتقاد فرمود که من هم حق را به ایشان داده و برای پرداخت به شکل اینترنتی اقدام کردم.... و اما شرح ماوقع:
بانک شماره ۱) دستگاه خودپرداز خراب بود......شماره ۲ ) پس از تحمل سرمای حدود ۲۰ درجه زیر صفر و وارد کردن کدهای چندین رقمی با پیام غیرقابل انجام روبرو شدم ....شماره ۳) پس از همان مشقتها در جایی دیگر دوباره همان پیغام مشاهده شد ..... شماره ۴) این شعبه اصلن گزینه واریز قبض نداشت ....شماره ۵) خارج از سرویس ..... شماره ۶) پس ازهمان مراحل پیغام ارتباط با مرکز انجام نپذیرفت را تحویلم داد .....!!!!!!
این درحالیست که حامد ۴ روز قبل توانسته بود فیش مربوطه را به هر طریق ممکن از این طریق نوین پرداخت کند ولی موبایلش قطع شده بود و هیچ دفتر مخابراتی مسئولیت وصل مجددش را بخاطر نوع پرداخت هزینه به عهده نگرفت و البته اینجانب نیز پس از یک و نیم ساعت تحمل سرما و بدون امکان پرداخت به منزل مراجعه و فردا پیش همان مسئول فرهنگ رفتم و ......
این شرح حال بانکداری نوینی است که دائما تبلیغ میشود پس وای به حال بقیه بخشها و صنایع که باید ناله وا اسفا به حالش سرداد.
پ.ن۱) کنفرانس بین المللی نجوم ۷۵۰ سال تاسیس رصدخانه مراغه و ۵۰ سال تاسیس رصدخانه شماخی آذربایجان / مراغه - باکو در سال جهانی نجوم را ازدست ندهید.
همانطوریکه شاید اکثرمون شنیدیم امسال ( ۲۰۰۹) سال جهانی نجوم اعلام شده و در تمام دنیا داره برای برگزاری شایسته اش برنامه ریزی میشه و مانند همه جای دنیا در کشور ما! تا امروز سایتی رو که با تلاش دوست بسیار عزیزم رضا منجمی از انجمن نجوم ادیب اصفهان راه اندازی شده فعال بوده و اطلاعات جالبی در مورد برنامه های پیشنهادی میده که میتونید اینجا ببینیدش و البته از تمام دوستان برای انجام پروژه خودم در این قسمت سایت کمک میخواهم.
در شهر ارومیه هم به کمک علی آزادگان چند برنامه برای اجرا در نظر داریم که با ادامه رصدهای علی البته به شکلی جدیدتر شروع میشه و چند همایش و کارگاه آموزشی نجوم در زمینه های ساعت آفتابی - پروژه - عکاسی نجومی و رصد برای اجرا در نظر داریم که امیدواریم اولین کارگاه در زمینه ساعت آفتابی در ۷ و ۸ اسفند برگزار بشه.
البته آماده شنیدن نظرات تمام دوستان برای اجرای بهتر این برنامه ها و یا برنامه های دیگر هم هستیم.
دوستان عزیز بخاطر ترافیک کارها و برخی مسائل نمیتونم زیاد بنویسم زیرا اولا حسش نیست و دوما وقتش ولی با اینحال از همه دوستان بابت پیامها و ایمیلها و ... تشکر میکنم.
برمیگردم!!!
دیروز در حال ورق زدن کتاب جالب ستاره شناسی زمانهای اسلامی نوشته دکتر محمد الیاس و ترجمه مرحوم دکتر عدالتی بودم که به مطلبی از قول ابوریحان بیرونی در صفحه ۲۶ رسیدم که قبلا زیرش خط کشیده بودم (۲ سال پیش) . مطلب رو چند بار خوندم و مرور کردم ودیدم واقعا به قول سزگین دلیل موفقیت عظیم وی همین فلسفه علمی بوده است:
( یک راصد باید پیوسته مراقب باشد - همواره کار خود را مورد مداقه قرار دهد انتقاد از خود را بالا ببرد از خودپسندی بکاهد و تحقیقاتش را بدور از ناشکیبی یا ملایمت و خستگی دنبال کند.)
واقعا که خلاصه و کامل مشخصات یک دانشمند و محقق را میتوان در این حرف دید و البته در اینجا منظور از راصد فقط منجم نیست بلکه هر محققی را شامل میشود.
پ.ن) هفته قبل با مجوزی که عطا گرفته بود تونستیم از پل در حال ساخت دریاچه و قسمتهای کار بازدید کنیم و عکس بگیریم که گزارشش رو بعدا مینویسم.
