http://www.adibcenter.com/portal/index.php?option=com_content&task=view&id=73&Itemid=1
انجمن نجوم ادیب اصفهان و رضا منجمی خیلی برای این برنامه کار کردند و حتما برنامه جالبی خواهد بود.
شما دوستان گرامی نیز با نمایش و قرار دادن لینک آن در وبلاگتان به برگزاری آن کمک کنید.
راستش مطالب زیادی برای نوشتن داشتم ولی تنبلی میکردم تا اینکه چند شب پیش اتفاقی افتاد که مجبور شدم این مطلب را جلوتر بنویسم:
با چند تن از دوستان رفتیم رصد خانه مراغه و گردش علمی تاریخی خیلی جالبی با هم داشتیم و باز هم همان حال و هوا و فضای خواجه نصیر و موید الدین و قطب الدین و .. ما را به حس عمیقی برده بود و کلی خوش گذشت تا ساعت ۱۰ که از هم جدا شدیم و خداحافظی کردیم ۵ نفر از خانمهای همراهمان یک ماشین دربست گرفتند و من هم با یک ماشین دیگر به طرف خانه راه افتادم که ناگهان یکی از دوستان زنگ زد که یک پژوی سفید داره تعقیبشون میکنه و داره شدیدا به ماشین این دوستان میپیچه و راننده در حال فراره!! گویا بیش از ۲۵ کیلومتر این ۵ تا دختر معصوم رو تعقیب میکنند و بعد داخل ترافیک گم میکنند .دوستان نقل میکنند که مهاجمان با صدای بلند به موسیقی خاصی گوش میداده و البته شکل و شمایل مهاجر داشته اند و هیچ ربطی به مردم شریف و فرهنگ دوست کهن شهر مراغه نداشته اند.
واقعا تو این کشور با این همه نیروی امنیتی و انتظامی چند تا دختر که ظاهر و پوشش مناسبی نیز داشته اند یک ساعت بعد از تاریکی هوا امنیت برای برگشت به خانه ندارند؟؟؟!!!!
من هیچ مشکلی با طرح امنیت اجتماعی و گشت ارشاد و ... به شرط کانالیزه - اصولی و غیر شخصی شدن ندارم ولی در کنار اون باید به این مشکلات زنان هم رسیده بشه.
به نظر من هنوز قسمت زیادی از مردم ما به زن نه به شکل یک انسان بلکه به دید یک کالا یا موجود تملکی نگاه میکنند و بعضی رفتارها و قانونها هم مزید بر علت میشوند تا این مشکلات پیش بیاد برای اینکه به اوج نا امنی جامعه برای زنان پی ببریم کافیست که نگاهی به صفحه حوادث روزنامه ها بیندازیم.
پ.ن۱: من با فمینیسم مشکل دارم ولی این مطالب واقعیتهای تلخ جامعه هستند.
پ.ن۲: این مطلب به هیچ عنوان سیاسی نیست بلکه ۱۰۰٪ اجتماعی محسوب میشه!
تا جاییکه من نوار صحبتهای استاد رو شنیدم و زندگیشون رو خوندم ایشان با خانمشون نسبت فامیلی داشتن و البته خانم هم با سواد و فرهنگی بود و به شکل ناگهانی فوت میکنند ولی این فیلم معلوم نیست داشت چی نشون میداد. ( زن غریبه و بیسواد و بیماری طولانی و ....)
شهریار انسانی بسیار ظریف و عاشق پیشه بود ولی متاسفانه در این قسمت تبدیل به یک انسان مالیخولیایی شده بود و داشت با همه میجنگید.
سوال اینجاست: وقتی فیلمساز خوب و صاحب سبکی مثل کمال تبریزی که خود فرزند آذربایجان است تا این حد در تاریخ فقط ۳۰-۲۰ ساله اخیر دست درازی میکنه وای به حال مورخان قدیمیمون یعنی یه جورایی میشه نتیجه گرفت قسمت اعظم تاریخمون و البته تاریخ معاصرمون دستکاری شده و در واقع دروغ و ساختگیه.
هر چند امیدوارم این طوری نباشه چون خیلی چیزا زیر سوال میره.
سال نو مبارک
امسال طی تعطیلات نوروزی چند نفر از آشنایان به ارومیه اومدند و مهمانمان بودند و ما هم تصمیم گرفتیم که باهم سری به نقاط دیدنی شهر ارومیه که کم هم نیستند بزنیم . نخستین ایستگاه کلیسای زیبای حضرت مریم بود و بعد مسجد جامع بسیار زیبای ارومیه و بنای سه گنبد و ....
چیزی که برایم بسیار جالب بود حضور اکیپهای گردشگری با امکانات بسیار زیاد تبلیغاتی و نقشه و پوستر و .... بود که خیلی جالب و آراسته مشغول سرویس دهی بودند ولی نکته ای بسیار رنجم داد:
در مسجد جامع ارومیه که از آثار بسیار زیبای دوره ایلخانی به حساب می آیدو در کنار محرابش که جز زیباترین آثار گچبری ایلخانی است خانمی با اخلاقی نه چندان خوب مشغول توضیح به مهمهانان کثیر از شهرهای مختلف بودایشان در قسمتی از فرمایشات اشاره به نقش و نگار زرتشتی بر روی محراب نموده و ادعای انجام مراسم زرتشتی در این مکان در چند سال اخیر را داشتند!!! و اصرار داشتند قبل از انقلاب در گوشه ای از محراب عکس زرتشت وجود داشته و مردم هاج و واج به سخنانش گوش میدادند والبته اجازه عکاسی نیز به کسی داده نمیشد!! به توضیحاتشان اعتراض کردم و در مورد آیات قران موجود در همه جای محراب- تاریخ بنا - برگزاری نماز جمعه به شکل ثابت در این مکان از صدها سال قبل - جهت گیری بنا به سمت قبله - شکل نقوش و .... باهاشون بحث کردم و کم کم مردم هم به حرفاش اعتراض کردند ولی خانم زیر بار نمیرفتند. با دوستانم در میراث فرهنگی تماس گرفتم و شرح دادم و همه از حرفاش تعجب واظهار بی اطلاعی کردند و بعد از ۲ روز به علت حجم اعتراضات نامبرده در آن مکان حضور نداشتند و به نظر مشکل حل شده بود ولی غافل از اطلاعات غلطی که به مدت چند روز به صدها گردشگر مشتاق و در واقع به همه جای کشور فرستاده شده بود.
در کنار تشکر و قدردانی از دوستان و عزیزان که در سازمان میراث فرهنگی و ستاد سفرهای نوروزی به خاطر کارهای بسیار جالب و اصولی در نوروز امسال ایکاش قبل از استقرار این راهنمایان در هر مکانی و در کنار این همه هزینه نسبت به آموزش کامل و تست آنها هم اقدام میگردید.
خیلی از افراد پر ادعا به لحاظ قانون مداری و اصولگرایی یا اصلاح طلبی و ... هم هیچ ارزشی به قانون انتخاب قائل نیستن و به هر شکل ممکن دارن تبلیغ میکنن که در ارومیه پایه این برنامه هارو از شب اول تبلیغات تعدادی از کاندیداهای موجود در لیستهای سراسری و به شکل منفرد شروع کردند و جالب اینکه این آقایان یا خانمها! داعیه قانون گذاری دارند .... و فقط ۲-۳ نفر خاص که نمیخوام اسم ببرم تو ارومیه دارن قانون رو رعایت میکنن که پیدا کردنشون کار سختی نیست
به این لیست اضافه کنید تخریبها و تهمتها و ...
نمیخوم ادامه بدم ولی امیدوارم اینبار عاقبت به خیر بشیم!
این بار مدت طولانی تری نبودم و البته علاوه بر سر شلوغی مشکل دلزدگی از فضای مجازی هم به سراغم آمده بود. به هر حال در طی این چند روز اتفاقات جالبی برایم رخ داد و تجربه های بسیار خوبی برای زندگی بهتر در کشورمان پیدا کردم که در جای خود اشاره خواهم کرد ولی حالا غرض ذکر ۲ نکته بود:
۱) سال ۲۰۰۹ سال جهانی نجوم نامیده شده که کار بسیار ارزشمندی محسوب میشه و انجمن جهانی نجوم هم وبسایت بین المللی این سال رو راه اندازی کرده که با این آدرس قابل دسترسی است. از کشور عزیز ما نیز ۲ سایت معرفی شده اند: یکی این سایت است که توسط تعدادی از دوستان منجم راه اندازی شده و سایت دیگر هم به نظر میاد توسط موسسه آسمان شب وتعدادی دیگری از دوستان به راه افتاده و در سایت جهانی هم لینک شده ولی نکته جالب اظهارات رئیس انجمن نجوم ایرانه که گفتند هنوز این انجمن سایتی رو رسما معرفی نکرده است. به هر حال امیدوارم ایران این سال رو موفق پشت سر بذاره.
۲) دبیرستان شهید بهشتی ارومیه - سمپاد یک همایش نجوم در بهار ۱۳۸۷ داره که پوستر همایش رو اینجا میتونید ببینید. همه علاقمندان میتونن شرکت کنند و مقاله بدن.
پ.ن ۱) فضای اینترنتی داره خیلی کثیف میشه و پر از ادعاها و مطالب ناسیونالیستی امیدوارم فرهنگ و تمدن و ادب وتاریخ خودمان و گذشتگانمان حرف اولمون باشه نه ادعاهایمان و این رو به خاطر ۲ کامنتی نوشتم که حذف کرده بودم!
پ.ن ۲) این انتخابات و صلاحیت ها هم واسه خودش حکایتی شده شنیدنی!
در لحظه ورود به موزه و در اولین سالن به تعدادی اسطرلاب کروی و مسطح زیبا برمیخوریم که برایم هیجان انگیز بود و خوشبختانه در زمان حضور ما در موزه نمایشگاه آثار خطی شیخ بهایی هم در حال برگزاری بود و این مطلب جذابیت موزه را برایم صد چندان کرد.
کتابخانه ای کامل - مجموعه بسیار زیادی از کتب خطی - سالن فرش - سکه - نقاشی - قلمدانها - تمبر و ... در مجموعه این موزه که تحت نظارت آستان قدس رضوی است بسیار کامل به نظر میآید.
برخورد بسیار مناسب و خوب نگهبانان و بلیط فروشها و توضیحات و علاقه بسیار زیاد راهنمایان با کاتالوگهای رنگی و جالب دست به دست هم دادند تا تجربه ای ارزشمند و فراموش نشدنی برایم رقم بزنند.
همه علاقه مندان را به دیدار این موزه و کتابخانه دعوت میکنم.
نمیخواهم زود قضاوت کنم و همچنان منتظر خواهم ماند تا ببینم بالاخره چه میشود!!
مدتی تقریبا طولانی است که موضوع جدیدی تو وبلاگ نگذاشتم و دلیلش سر شلوغی بیش از اندازه بود!!! در این مدت اتفاقات زیادی افتاد و ایام گذراندیم که قسمتی از آنها را خواهم نوشت ولی در یکی از روزها چیزی دیدم که خیلی برایم جالب بود:
هفته پیش و قبل از کارسوق مبانی خورشید/سمپاد داشتم با اتوبوس از مراغه به ارومیه میرفتم و اینبار به علت خستگی در ردیف جلو و کنار راننده ننشستم و رفتم ردیفهای آخر تا بخوابم. در طی مسیر تقریبا ۸۰٪ مسافران در ردیفهای آخر داشتند از موسیقی های مورد علاقه شان لذت میبردند و بقیه را هم شریک میکردند و میتوان حدث زد که چه ملغمه ای شده بود!! نوای موسیقی فارسی/ترکی/جاز/آذربایجانی/... واقعا آزار دهنده بود و شنیدن داشت و البته نتیجه این استراحت من سردرد بسیار شدید در طی شب شد.
واقعا چرا ما هنوز این شکلی داریم تو اجتماع زندگی میکنیم؟؟؟؟!!!!! و البته ادعای اجتماعی بودن و مدرنیته شدن را هم داریم ولی آنچه مسلم است هنوز ظرفیت مدرنیته شدن را نداریم !!
پ.ن: دریاچه ارومیه همچنان در حال عقب نشینی است و چندین جزیره آن که محل زیست جانوران باارزشی چون فلامینگو و ... است به خشکی چسبیده اند...... کمکش کنید ....
دیشب داشتم با موبایل حرف میزدم که یک دفعه موبایل خاموش شد وقتی دوباره روشنش کردم دفترچه تلفن گوشی کاملا پاک شده بود!!!!! و هر کاری کردم دیگه نتونستم به شماره تلفنها دسترسی داشته باشم. پس الان از دوستان و آشنایان میخوام با ارسال یک پیام کوتاه یا همون اس.ام.اس یا زنگ یا ایمیل یا ... شماره تلفنشان را دوباره در اختیارم قرار دهند و خودم هم باید برم و دفترچه تلفنهای قدیمیم رو پیدا کنم!!!
دیگه تصمیم دارم به تکنولوژی و این جور چیزها اعتماد کامل نکنم و دوباره از دفتر یادداشتهای جیبی قدیمی هم استفاده کنم.