نمیخواهم زود قضاوت کنم و همچنان منتظر خواهم ماند تا ببینم بالاخره چه میشود!!
مدتی تقریبا طولانی است که موضوع جدیدی تو وبلاگ نگذاشتم و دلیلش سر شلوغی بیش از اندازه بود!!! در این مدت اتفاقات زیادی افتاد و ایام گذراندیم که قسمتی از آنها را خواهم نوشت ولی در یکی از روزها چیزی دیدم که خیلی برایم جالب بود:
هفته پیش و قبل از کارسوق مبانی خورشید/سمپاد داشتم با اتوبوس از مراغه به ارومیه میرفتم و اینبار به علت خستگی در ردیف جلو و کنار راننده ننشستم و رفتم ردیفهای آخر تا بخوابم. در طی مسیر تقریبا ۸۰٪ مسافران در ردیفهای آخر داشتند از موسیقی های مورد علاقه شان لذت میبردند و بقیه را هم شریک میکردند و میتوان حدث زد که چه ملغمه ای شده بود!! نوای موسیقی فارسی/ترکی/جاز/آذربایجانی/... واقعا آزار دهنده بود و شنیدن داشت و البته نتیجه این استراحت من سردرد بسیار شدید در طی شب شد.
واقعا چرا ما هنوز این شکلی داریم تو اجتماع زندگی میکنیم؟؟؟؟!!!!! و البته ادعای اجتماعی بودن و مدرنیته شدن را هم داریم ولی آنچه مسلم است هنوز ظرفیت مدرنیته شدن را نداریم !!
پ.ن: دریاچه ارومیه همچنان در حال عقب نشینی است و چندین جزیره آن که محل زیست جانوران باارزشی چون فلامینگو و ... است به خشکی چسبیده اند...... کمکش کنید ....
