بازم دیر کردم البته یک بار نوشتم و داشت تموم میشد که برق رفت و منم ...
به هرحال حتما همه مان داستان یا جک معروف جهنم ایرانی و خارجی و قیر و نفت و ... شنیدیم که هدف این جک رسوندن این مطلبه که در ایران بوروکراسی شدید اداری و البته بدون توجه به وقت دیگران حاکمه. من قبلا این جک رو به فکاهی نگاه میکردم و فقط میخندیدم ولی اخیرا چیزهایی دیدم که داره از این اوضاع گریه ام میگیره:
چند ماه پیش برای یک کار نجومی و صرفا به خاطر جالب بودن این کار با یکی از سازمانهای عریض و طویل قراردادی امضا کردم ولی تازه داشتم کار رو شروع میکردم که یکی بهم زنگ زد که آقا قراداد ایراد داره و باید اصلاح بشه و از پیش پرداخت و ... هم خبری نیست قرارداد اصلاح شد و کار ادامه پیدا کرد و در نهایت من کارم رو اضافه بر قرارداد و بسیار کامل تحویل دادم و برای تسویه حساب و گرفتن سفته ها و ...رفتم :
هفته اول مسئول تایید کننده ماموریت بود - هفته دوم مسئول امور مالی یک هفته مسافرت بود - ۳ روز اول هفته سوم در اداره بیمه و مالیات صرف شد و ۲ روز برای امضا گرفتن - هفته چهارم ۲ روز ادامه امضاها و ۳ روز تعطیلی - ۲ روز اول هفته پنجم نبودن ذیحساب و بحث با ایشان پس از تشریف فرمایی بر سر قیمت پس از اتمام کار!! و باقی کارهای اداری- هفته ششم تحویل گرفتن تسویه حساب و پول و وثیقه ها و ... با هزار مصیبت!!!
این رفتار فقط نمونه ای از اینگونه مسائل حاکم بر این کشوره که نه تنها بهتر نمیشه بلکه روز به روز هم داره بدتر میشه!! چرا؟؟!! دیگه از هر نوع کار اداری بدم میاد بطوریکه الان کار دوم که ارجاع شد رو رد کردم.
پ.ن) یادم رفته بود که بنویسم ولی قول داده بودم که بنویسم : در روز نجوم در شهر ارومیه نمایشگاه و همایش خیلی جالبی در دبیرستان مومنی ارومیه برگزار شده بود که به نظر من بسیار جالب بود.
